تبليغاتX
فرهنگ مرند -

فرهنگ مرند

نگینهای فرهنگ وهنر وستارگان آسمان مرند


د


مصاحبه دكتر اسماعیل رفیعیانبا فصلنامه آران



محمود عمرانی «گل آقای مرند»


زندگی نامه محمود عمرانی به زبان طنز باقلم خود ایشان:«مادرم می گوید اسمت محمود است و اسم فامیلیت عمرانی،به دنیا که آمدی همه ماخوشحال بودیم و می ندیدیم ولی در برابر این خنده ما برایمان جالب بود که تو گریه می کردی،نمی دانم چرا ؟اون موقع مقارن با سال ۱۳۴۸ بود و محله ما را چای قیراقی می گفتند، همان طور که از اسمش پیداست همیشه از کنار محله ما یه رود،باریکه،آب،قنات و در هر حال هرچی...بهش میگفتند چای قیراقی.،اونوقت گفتند که می خوای چیکاره بشی؟ آقای دکتر،جناب مهندس یا معلم ؟ گفتم همه اینها خوبند ولی معلمی را خیلی دوست دارم،تا اینکه دست بر قضا معلم شدم......باید حرمت ها را حفظ کرد،قلم ها را حفظ کرد و آنها را به ریال،تومن و...نفروخت.مطبوعات بدون طنز همچن آش بی نمک و جسم بی روح است.هنوز جای بسیار دارد که مطبوعات محلی به مقوله طنز بیشتر اهمیت دهند البته دستشان درد نکندامیدهای روشنی در باب کاریکاتور به چشم میخورد که جای گفتن جمله (آفرین بر کاریکاتوریست های بومی) همین جاست. طنز نویسی را با گل آقا شروع و تجربه کردم ، سال ۱۳۷۶ هیچ وقت یادم نمیره ، بعضی وقتها فکر می کنم متولد سال ۱۳۷۶ هستم چون گل آقا (مرحوم کیومرث صابری فومنی) همان سال این حقیر را حضوری و مکتوب مورد تفقد و تشویق قرار داده و چند خطی برایم هدیه دادند.در طنز نویسی از گل آقا،منوچهر احترامی،عمران صلاحی و از گذشتگان عبید زاکانی و علامه دهخدا الهام گرفته ام،البته بعضی وقتها هم یه نو آوری و خلاقیت های فردی از خودم بروز می دهم،تلاش میکنم،اندیشه می کنم و بعد می نویسم»                            


+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 12:56  توسط حامد  |