تبليغاتX
فرهنگ مرند

فرهنگ مرند

نگینهای فرهنگ وهنر وستارگان آسمان مرند


شهید رحمت الله اوهانی زنوز


 فرمانده محور عملیاتی لشگر مکانیزه 31 عاشورا اولين فرزند يك خانواده مذهبي  در روستاي زنوز مرند متولد شد و تحت تربيت پدرومادرش قرار گرفت . پس از طي مراحل كودكي ، در سن هفت سالگي در دبستان بابك(سابق) شهرستان مرند ، شروع به تحصيل كرد و تحصيلات خود را تا مقطع راهنمايي در مدرسة سعدي ادامه داد . به علت فقر مالي خانواده ، قادر به ادامه تحصيل نشد . تواضع بيش از حد او همگان را متعجب مي كرد . در اواخر سال 1356 ، به خدمت سربازي رفت و بعد از آموزش مقدماتي در پادگان ( عجب شير ) ، به بيرجند و از آنجا به تهران اعزام شد . زماني كه در تهران بود ، انقلاب اسلامي مردم ايران وارد مرحله ی حساس وسرنوشت سازی شده بود  با آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران ، در شهريور ماه 1359 ، با كاروان متشكل از پاسداران وبسیجیان مرند ، عازم مناطق جنگي شد . پس از اتمام مأموريت ، مسئوليت هلال احمر مرند به وي واگذار شد . در سال 1360 ، با دومين اعزام كاروان سپاه تبريز به مناطق جنگي رفت و با مسئوليت فرمانده گروهان عملياتی ، در شكست محاصره آبادان حضور داشت . پس از بازگشت به زادگاهش ، در مقابل اصرار اطرافيـان مبنـي بر ماندن در شهر مي گفت : « از امام زمان خجالت مي كشم كه در اينجا بمانم . » به دنبال آن ، شهید اوهانی از هلال احمر مرند استعفا كرد و دوباره به جبهه رفت . در عمليات فتح المبين ، با سمت فرمانده گروهان در خدمت جنگ بود و پس از مرخصي كوتاهي ، دوباره به جبهه جنوب بازگشت . در عمليات بيت المقدس ، به عنوان مسئول محورخط در عمليـات شركت داشت .شهید اوهانی در عمليات والفجر مقدماتي ، مسئوليت تيپ عاشورا را به عهده داشت . در عمليات والفجر 4 ، فرماندهي محور عملياتي تيپ عاشورا با او بود و در عمليات خيبر ، محور عملياتي لشكر عاشورا را اداره مي كرد . در اين عمليات بود كه حميد باكري ، يكي از دوستان بسيار نزديكش به شهادت رسيد .سال 1364 ، در طي عمليات والفجر 8 ، در فاو زخمي شد و به ناچار چند روزي را در مرخصي بود ، ولي تحمل نياورد و دوباره به منطقه عمليات بازگشت ، در حالي كه هنوز زخمهايش مداوا نشده بود . رحمت الله در نامه هاي خود كه براي اعضاي خانواده مي نوشت ، بسيار فروتن و متواضع بود و در تمام صحنه همی جنگ وانقلاب حاضر بود ونقش به سزايي داشت .. بعد از عمليات والفجر 8 كه رحمت الله پس از مجروحيت به ناچار چند روزي را در مرخصي به سر برد ، علي رغم اصرار اطرافيـان براي شركت در عملياتهاي كربلاي 4 و 5 ، به منطقه بازگشت . در عمليات كربلاي 4 بود كه بر اثر اصابت تركش خمپاره شصت در منطقه شلمچه ، در تاريخ 5 دي 1365 ، به شهادت رسيد . پیکرمطهرش در روستاي زنوز مرند به خاك سپرده شده است.

منبع: "فرهنگ جاودانه های تاریخ"






اسماعیل یکانی


از دانشمندان معاصر، ادیب و شاعر آزادیخواه، و قاضى عالیمقام در 1266 در قصبه یكان مرند متولد شد. تحصیلات خود را در ادبیات فارسى و عربى و فلسفه و منطق و فقه اصول و ریاضیات و هیئت در تبریز به اتمام رسانید. در جوانى جزو مدرسین درجه اول حوزه علمیه تبریز شد. پس از شروع نهضت مشروطیت وى در صف آزادیخواهان قرار گرفت و از اركان اصلى نهضت مشروطیت در آذربایجان بود. در قیام آذربایجان علیه حكومت استبدادى محمد علیشاه به زعامت ستارخان و باقرخان. میرزا اسمعیل خان با سردار و سالار همكارى نزدیك داشت و در حقیقت مشیر و مشار آنها بود. بعد از سقوط تهران و خلع محمد علیشاه قاجار، وى در تبریز روزنامه مهم و معتبرى به نام تبریز دائر كرد. پس از چندى روزنامه را به میرزا حسین خان كمال واگذار كرد و خود به تهران آمد و با غالب جرائد آزادیخواه و تندرو همكارى مى‏نمود. در 1299 در دولت میرزا حسن پیرنیا مدیریت و مسؤولیت روزنامه نیمه رسمى ایران به او واگذار شد و قریب یك سال روزنامه ایران را به طور یومیه انتشار مى‏داد. پس از آن همكارى مطبوعاتى خود را با مجله طوفان آغاز نمود و سلسله مقالاتى در زمینه تجددخواهى در آنجا تحریر و چاپ كرد. یكانى در 1306 به دعوت على‏اكبر داور به شغل قضایى اشتغال ورزید و مستشار دیوان جزاى عمال دولت (دیوان كیفر) شد. در محاكمات تیمورتاش در 1311 یكى از قضات محاكمه كننده بود. در 1321 در محاكمه مختارى و عمال نظمیه رأى دادگاه او را انشاء كرد و تحقیقا اساس محاكمه توسط او انجام گرفت. در 1323 یكانى رئیس كل دیوان كیفر شد و چند سالى در آن سمت بود تا به ریاست شعبه تمیز منصوب شد. آخرین سمت قضایى او ریاست دادگاه تجدیدنظر انتظامى قضات بود. یكانى یكى از دانشمندان بزرگ ایران بود و شعر هم مى‏سرود. آثار فراوانى از خود باقى گذارد از جمله كتاب مبسوطى به نام نادره ایام خیالى دیگر فرهنگ منظوم فارسى و فرانسه است. كسروى كتاب دین و شئون را نوشته او مى‏داند كه شیخ اسدالله ممقانى به نام خود چاپ كرده است. وى یكى از خوشنویسان درجه اول در خط نستعلیق بود و مرقعاتى كه از وى باقیمانده حكایت از این حقیقت دارد. یكانى در 1353 در هشتاد و نه سالگى در تهران درگذشت. در اواخر عمر از قدرت جسمانى و حافظه قوى برخوردارى كامل داشت. بهترین و صالح‏ترین شخص براى تنظیم تاریخ كامل مشروطیت ایران بود كه متأسفانه این امر مهم را انجام نداد. یكى از فرزندان وى علم طبابت آموخت و پزشك و جراحى انساندوست بود كه در بیمارستان بانك ملى سمت‏هائى احراز كرد. فرزند دیگر وى علم حقوق خواند و در شهردارى تهران مقام مدیر كلى گرفت.

منبع: شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد سوم)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 1:43  توسط حامد  | 

ا

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 16:1  توسط حامد  |